مطالب خواندنی
ای که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد
!! نوشته شده توسط صبا
| 10:3 قبل از ظهر | یکشنبه هجدهم اسفند 1387
•
آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خدا عشق می ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید: تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب می کند دوست داشته باشی؟ آهنگر، سر به زیر آورد و گفت: وقتی می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد، می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود. اگر نه، آن را کنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا! مرا در کوره های رنج قرار ده، اما کنار نگذار.
!! نوشته شده توسط صبا
| 9:22 قبل از ظهر | شنبه دهم اسفند 1387
•
اگر بخواهی برای برای تمام نعمت هایی كه آفریدگار به تو داده تشكر كنی،
دیگر وقتی برای گله كردن نخواهی داشت.
!! نوشته شده توسط صبا
| 11:23 قبل از ظهر | یکشنبه چهارم اسفند 1387
•


